شریک سقف من نیستی  بذارهمسایه باشیم و

فقط یک دونه دیوارو شریکم باش شریکم باش شریکم

شریک عمر من نیستی بیا هم لحظه باشیم و

همین یک لحظه دیدارو شریکم باش شریکم باش شریکم

فقط در هفته یک لبخند لبتو قسمت من کن

اگه خورشید من نیستی بیاو شمعو روشن کن

تمنای شرابم نیست یه جرعه آب شریکم باش

کنار چشمه رویا یه لحظه خواب شریکم باش

شریک سقف من نیستی بذارهمسایه باشیم و

فقط یک دونه دیوارو شریکم باش شریکم باش شریکم

شریک زندگیم نیستی شریک آرزویم باش

اگه نیستی کنارمن بیا و روبرویم باش

سلامی کن گه و گاهی به نام آشنا بر من

همین اندازه هم بسه برای شور دل بستن

غزلخونم نباش اما به حرفی ساده شادم کن

اگه دیدی منو بشناس نمیگم اینکه یادم کن

یه عشق نابسامانو چه سامانی از این خوشتر

شکایت نامه دل رو چه پایانی از این خوشتر

شریک سقف من نیستی  بذارهمسایه باشیم و

فقط یک دونه دیوارو شریکم باش شریکم باش شریکم


 

نوشته شده توسط مرضیه در یکشنبه چهارم آذر 1386 ساعت 9:17 موضوع | لینک ثابت