غم اومد که گریون کنه چشمامو نتونست

شب اومد که داغون کنه دنیامو نتونست

دل من دیگه از غم که شکسته نمیشه

اسیر غم عشقت دیگه خسته نمیشه

کمه فرصت دیدار تو این عالم مستی

می خواهم با تو بخندم به زمونه به هستی

هنوز عشق منی مثله همیشه

دل از خوب و بدت خسته نمیشه

تو ای آمده از راه بازم مثل همیشه

دلم با تو یه رنگه جدا از تو نمیشه

غم وغصه نتونست بگیره تورو از من

بدون قدر وفامودیگه دور نشو از من

هنوز عشق منی مثله همیشه

دل از خوب و بدت خسته نمیشه

 


 

نوشته شده توسط مرضیه در دوشنبه هفتم آبان 1386 ساعت 7:17 موضوع | لینک ثابت